اوایل که به گردان تخریب رفته بودیم یکی از دوستان جدیدم جواد حق سبز بود که پای خود را در عملیات از دست داده بود.
بعد از اینکه صمیمیتر شدیم از او خواستم برایم جزئیات مجروح شدنش را توضیح دهد او هم با کلی طفره رفتن آخر اینطور گفت:«راستش من قبل از اینکه از ناحیه پا زخمی شوم شهید شدم به اتفاق چند نفر از دوستان رفته بودیم آن دنیا بعد که تکلیف مان روشن شد خواستیم برویم بهشت، همه که داخل شدند تا من خواستم بروم داخل، در را بستند و پایم ماند لای در و از بالای ران قیچی شد! ناچار برگشتم به دنیا تا پروندهام را تکمیل کنم.» [گل]
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التی جاهدتِ الُحسین وَشایعتْ و بایِعتْ و تابِعتْ علی قِتله اللهمَّ العنهم جمیعاً .السلام علیکَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِکَ علیکَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتکم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
سلام[گل]
اوایل که به گردان تخریب رفته بودیم یکی از دوستان جدیدم جواد حق سبز بود که پای خود را در عملیات از دست داده بود.
بعد از اینکه صمیمیتر شدیم از او خواستم برایم جزئیات مجروح شدنش را توضیح دهد او هم با کلی طفره رفتن آخر اینطور گفت:«راستش من قبل از اینکه از ناحیه پا زخمی شوم شهید شدم به اتفاق چند نفر از دوستان رفته بودیم آن دنیا بعد که تکلیف مان روشن شد خواستیم برویم بهشت، همه که داخل شدند تا من خواستم بروم داخل، در را بستند و پایم ماند لای در و از بالای ران قیچی شد! ناچار برگشتم به دنیا تا پروندهام را تکمیل کنم.» [گل]
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التی جاهدتِ الُحسین وَشایعتْ و بایِعتْ و تابِعتْ علی قِتله اللهمَّ العنهم جمیعاً .السلام علیکَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِکَ علیکَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتکم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
سایت بزرگ و پر محتوایی دارید.ممنون از زحمات شما
با پست “ادعا” منتظر نظرات سازنده شما هستم